در سال 1335 كتابي درباب نجوم نظري نوشت و بالاخره جدولي از 48 ستاره، با موقعيت آنها برحسب اعتدال ربيعي سال 1350 تدوين كرد. چند كتاب كوچكتر هم به او منسوب است، كه گاه تشخيص آنها از بخشهايي از آثار بزرگترش دشوار است.
فهرست ستارگان ژان براساس رصدهاي شخصي در اعتدال ربيعي سال 1350 تنظيم شده
بود. در سال 1364 منجم پرونسي ناشناسي موقعيت جديد آنها را محاسبه كرد؛ شخصي به
نام يوهان اشپايري (در نزديكي مانهايم) برخي از اين موقعيتهاي سالهاي 1350
و 1364 رونويسي كرد. اين يكي از نخستين تلاشهاي غربي (غيراسلامي)، براي تصحيح
دادههاي هيپارخوس بود. او فاصلهٴ ميان مدارهاي رأسالسرطان و رأسالجدي را
(كه آن را بُعد مينامد) در سال 1332 برابر "30 '3 °47 تعيين كرد. بهاين ترتيب
ميل دايرةالبروج (نصف آن فاصله) برابر "45'31 °23 ميشود، مقداري كه به مقدار
مذكور در جدول لووريه براي آن سال ("38 '31 °23) بسيار نزديك است. ولي ژان دو لينيِر نبايد آن را از رصدهاي خودش بهدست آورده باشد، بلكه از محاسبهٴ گيوم سن كلودي (سيزدهم ـ 2)، براي سال 1290 اقتباس كرده است. نكتهٴ مهم اين است كه در آن زمان رصدهاي نجومي دقيق در پاريس انجام ميگرفت و ارزش آنها درك شده بود.
با اينكه ژان دو لينيِـر در وهلهٴ اول به رصد توجه داشت، ولي در زمينهٴ نجوم نظري هم داراي عقايد خاص خودش بود، كه آنها را در اصول نظريهٴ سيارات (1335) عرضه كرده است. اين افكار بهطور قاطعي بطليموسي بود، يعني افلاك خروج از مركز و تدوير را بي چون و چرا پذيرفت و افلاك متحدالمركز را رد كرد. او ترديد خود را در مورد حركت1 ثوابت و نقاط اوج سيارات اظهار داشت. ولي پذيرفت كه زيج آلفونسي مقداري دقيقتر از
زيج زرقالي را عرضه كرده است. اين بينش ويژهٴ او بود و يك پيشرفت علمي واقعي را نشان ميداد. ژان بهخوبي بر مشكلات نظري آگاه بود، ولي با بيپروايي درصدد حل آنها برنيامد؛ اهميت بنيادي رصدهاي دقيق و كاهش اختلاف ميان موقعيتهاي محاسبهشده و رصدشده را بهخوبي دريافت.
زيج آلفونسي در شكل چاپي خودش (و نيز 1483)، حاكي از حك و اصلاح زيج اصلي است كه ژان دو لينيِـر و شاگردش يوهان ساكسوني (نك) در پاريس انجام دادند.
3. ابزارهاي نجومي. قوانين سال 1320 بخشي به توصيف اسطرلاب چندمنظورهٴ ژان اختصاص داشت و آن بخش جداگانه تحت نامهاي مختلفي انتشار يافت. امكان دارد برخي از اين نسخههاي خطي حاوي مطالب تازهاي باشد و اين تنها با مطالعهٴ تطبيقي آنها قابل اثبات